X
تبلیغات
حقوق - اموال و تعهدات

حقوق

حقوق جزای عمومی-استاد پروینی

اموال و تعهدات

 

مال چیست؟

مال چیزی است که:  ارزش داد و ستد داشته باشد ، یا  قابل  اختصاص یافتن به شخص یا ملت معین  باشد ، یا  نیازی را برطرف کند

 

 

 

انواع مال :

1)       شیئ مادی                           مانند:  عین معین

2)      حقوق مالی(مال غیر مادی)    مثل: نام شرکت ،  حق مخترع نسبت به اختراع خود

 

1*انواع عین:

1-      عین معین      2- کلی        3- درحکم عین معین یا کلی در معین

 

 

 

حق:

 

    حق مالی :    حقی که نیاز فردی را برطرف کند ، قابل مبادله و داد و ستد است و معمولاً به ارث می­رسد.

 

    غیر مالی :    نیازهای عاطفی و معنوی شخص را برطرف کند ، قابل مبادله و داد و ستد نیست و به ارث نمی­رسد.(حق ازدواج، بنوت،ابوت)                                                                                                                    .                         گرچه آثار مالی می تواند  داشته باشد ولی خود اصل غیر مالی است مانند : پدر یا مرد که ملزم به پرداخت نفقه است

 

    هردوحق(مالی و غیر مالی):  برخی از حق ها هر دو جنبه را دارا است      مانند: حق نویسنده نسبت به حق تألیف(حقوق مالی)

                                                                                                                                             دفاع از انتقادات (حقوق غیر مالی)

 

 

 

مال باید قابل  اختصاص یافتن به شخص یا ملت معین  باشد:

مال گاهی می تواند  از نظر عموم (مال نوعی ) دارای ارزش نباشد مثل:عکسهای خانوادگی ولی از نظر آن خانواده دارای ارزش است

کافی است که مالی از نظر شخص دارای ارزش باشد حتی اگر نوعاً دارای ارزش نباشد.

 

 

2*تقسیم بندیهای اموال:

 

منقول      : قابل نقل و انتقال باشد و به خودش و یا مکانش آسیب نرسد.

غیر منقول:  قابل نقل و انتقال نمیباشد..................................................................{ ذاتی:  زمین      غیر ذاتی:  آجر در ساختمان

 

 

3*تقسیم بندیهای اموال به اعتبار اختصاص آنها:

 

1.اموالی که مالک خاص دارند .....................مانند.......اموال منقول و غیرمنقول

2.اموالی که مالک خاص ندارند...........1:مشترکات عمومی مانند: راهها  پارکها

                                        ...........2:مباحات:مالک خاص ندارند و طبق قانون در موارد خاص می­توان آنهارا تملک کرد(اراضی موات)

                                        ...........3:مجهول المالک

 

حیازت:  به عملی که موجب می­شود مال مباح تملک شود.

 

                                                                        ماده  146  ق م :مقصود از حیازت ،تصرف و وضع ید است یا مهیا کردن وسایل تصرف و استیلا

             حیازت زمین موات ........... آباد کردن

             حیازت ماهی دریا   ........... صید کردن

از جمله مباحات معادن می باشد .

 

 دفینه مالکیت با یابنده است . (غیر از عتیقه که طبق قانون خاص جزء میراث فرهنگی می­باشد.)

 

مالکیت:                           ماده 29  قانون مدنی

 

اقسام حقوق عینی:

1 )    مالکیت     (اعم از عین یا منفعت)

2 )   حق انتفاع    (نفع بردن)

3 )   حق ارتفاق به ملک غیر

 

 

  بارز ترین حق عینی چیست؟  چرا؟      مالکیت -ـــ-  چون حق هر تصرفاتی را به مالک آن می­دهد.

 

   حق عینی چیست؟ حقی که مستقیماً شخص نسبت به مالی دارد .

   حق دِینی چیست؟ حقی که شخص نسبت به شخصی دیگر دارد .            (طلب شخص از کسی یا دینی یا تعهد به انجام کاری یا انجام ندادن کاری)

 

 

 

  حق انتفاع چیست؟   حقی است که بموجب آن شخص می­تواند از مالی که متعلق به دیگری است استفاده کند.

 

 

 حق ارتفاق به ملک غیر چیست؟  حقی است که شخص بواسطۀ مالکیت خود در مال خود در ملک دیگری پیدا می­کند.(مختص مال غیر منقول)

 

                                                  مانند:زمینی که در مجاورت زمین دیگری باشد و راهی ندارد جز اینکه از زمین دیگری رد شود  دارای حق ارتفاق می­شود.

 

 

پس بطور کلی حقوق مالی عبارت است از:

 

1 ) حق عینی: حقی که شخصی بدون واسطه نسبت به مالی دارد.  ( مالکیت  ،  انتفاع  ،  ارتفاق به ملک غیر )

2 ) حق دینی : حقی که شخصی نسبت به دیگری دارد  (مطالبه وجه ، تعهد به انجام یا عدم انجام کاری ؛ شامل تسلیم مالی)

 

 

 

اسباب تملک:

 

1 ) حیازت مباحات و احیاء اراضی موات

2 ) قرارداد

3 ) اخذ به شفعه

4 ) ارث

 

 

شایعترین نوع تملک چیست؟  قرارداد (عقود)

 

قرارداد یک عمل حقوقی است پس دو اراده نیاز دارد   1. ایجاب   2. قبول     ( مانند بیع)

دیگر عمل حقوقی  ایقاع می­باشد  یعنی با یک اراده محقق می­شود               ( مانند:  طلاق همسر ، حیازت مباحات)

 

                                                جزوه استاد گرامی خانم شیرین بشیر تاش

 اخذ به شفعه چیست؟

    هر گاه مال غیر منقول قابل تقسیم بین دو نفر مشترک باشد  . یکی از مالکین سهم خود رابه شخص ثالثی منتقل کند شریک دیگر                                    میتواند با پرداخت ثمن،حصه(سهم) مبیعه را بخرد       مبیعه یعنی مال فروخته شده .

اگر شرکاء 3نفر شدند نمیتوان اخذ به شفعه کرد.

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 17:48 توسط parham |


قانون جزای اسلامی از اقسام حقوق عمومی است.

تعریف حقوق جزا: شاخه ای ازحقوق عمومی است که در مورد جرائم و مجازاتها بحث می¬کند.
منابع حقوق جزا:

1) منابع اصلی یا اولیه حقوق جزای نوین: قانون اساسی - قوانین عادی – آراءوحدت رویه – معاهدات بین المللی – آئین نامه¬ها – بخشنامه¬ها

2) منابع اصلی یا اولیه حقوق جزای نوین: عرف و عادت - رویه قضایی - دکترین

3) منابع حقوق جزای اسلام: قرآن - سنت - عقل - اجماع

.
وظیفه حقوق جزای عمومی چیست؟
1.تعیین اعمال ممنوعه از لحاظ کم ضرر یا پر ضرر بودن آن
2.تعیین مجازاتها

موضوع حقوق جزا؟ جرائم و مجازاتها است


حقوق از نظر ماهیت و نحوه اجرا به دو دسته تقسیم میشود:
ماهیت ،شرایط، ارکان ،نحوه انتقال،نحوه سقوط حق ماهوی:
نحوه اجراء ،روش رسیدگی به مطالبه حق،آئین رسیدگی،آئین دادرسی و محاکمه ،نحوه طرح دعوی شکلی:




موضوع حقوق جزای عمومی:
ماهیت عمومی جرم – شرایط جرم – ارکان جرم – اقسام کلی مجاتزاتها – نحوه سقوط مجازاتها –نحوه تشدید مجازاتها یا تخفیف آنها بررسی میگردد.
1) جرم بصورت عمومی 2) مجازات بصورت عمومی

موضوع حقوق جزای اختصاصی" جرایم علیه اشخاص – اموال – امنیت":
ماهیت تک تک جرائم بصورت خاص یا موردی یا اختصاصی (سرقت – قتل-....) بررسی میگردد.

1)جرم بصورت خاص 2)مجازات بصورت خاص


حقوق کیفری شکلی یعنی:
آئین دادرسی کیفری ، کشف جرم ، تعقیب مجرم ، دادرسی ، محاکمه........حقوق کیفری شکلی است.

حقوق جزای خالی یعنی: حقوق جزای ماهوی

حقوق جزای عمومی در خصوص جرم بصور کلی بحث میکند.

تعریف حقوق جزای عمومی؟
شاخه ای از حقوق جزای ماهوی است که در مورد ماهیت جرم – ارکان و شرایط آن و اقسام مجازاتها بصورت کلی بحث میکند در مقابل حقوق جزای اختصاصی که در مورد تک تک جرائم بصورت خاص بحث میکند.




اهمیت حقوق جزای عمومی:
از آنجا که حفظ نظم جامعه و جلوگیری از تجاوز به حقوق دیگران نیاز به تعیین اعمال و رفتاری است که موجب برهم زدن نظم جامعه می¬شودو تعیین مجازات برای آنهاست بنابراین حقوق جزای عمومی که این وظیفه را بصورت کلی بر عهده دارد از اهمیت فراوانی برخوردار است . بویژه آنکه مقدمه حقوق جزای اختصاصی است . تا ما جرم را نشناسیم و اقسام مجازاتها را بصورت کلی ندانیم نمیتوانیم در مورد تک تک جرائم بحث کنیم.

جایگاه حقوق جزای عمومی:
شاخه ای از حقوق جزای ماهوی است که بعنوان پیش¬نیازحقوق جزای اختصاصی در مورد اصل جرم و مجازات بحث میکند.

جرم:
هر فعل یا ترک فعلی را که قانون آنرا منع کرده باشد و برای آن مجازات تعیین کرده باشد را جرم گویند.
غصب منع شده ولی جرم نیست چون برای آن مجازات تعیین نشده مگر تصرف عدوانی
رشوه در شرکتهای خصوصی چون برای آن مجازات تعیین نشده جرم نیست (در کنوانسیون جرم است)


ارکان جرم:

1) رکن یا عنصور قانونی: آن ماده قانونی است که برای جرم خاص ،مجازات تعیین کرده است.
2) رکن مادی : عمل یا رفتار خاصی که با آن جرم انجام می شود.(فعل یا ترک فعل)
3) رکن معنوی: نیت مجرمانه و قصد فعل

اصول حاکم بر حقوق جزا:
1- اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها
2- اصل عطف به ما سبق نشدن قوانین کشوری
3- اصل سرزمینی بودن قوانین کشوری
4- اصل صلاحیت شخصی
5- اصل صلاحیت واقعی

اصل قانونی بودن جرائم و مجازاتها:
1.قانون تصدیق میکند که چه اموری جرم است
2. و جرائم چه مجازاتی دارند.

دلائل (مبانی)اصل قانونی بودن جرم و مجازاتها:
حفظ منافع اجتماعی 3 قاعده قبح عقاب بلا بیان 1
جلوگیری از خودکامگی 4 توجه به منافع فردی 2

1- قاعده قبح عقاب بلا بیان: دلیلیست عقلی زیرا با توجه با این قاعده ،ناپسند است که افراد را بدون اعلام و بیان قبلی با اتهام جرم مورد عقاب و مجازات قرار داد. اینکار زمانی رواست که پیشاپیش گفته باشیم که چه چیزی جرم است و چه مجازاتی دارد.
2- توجه به منافع فردی: یعنی آنکه این اصل منافع افراد جامعه را تعمین میکند.زیراافراد جامعه زمانی را که نسبت به انواع جرائم و میزان مجازات آنهاآشنایی داشته باشندمرتکب جرم نمیشوندو هرگاه مرتکب جرم هم بشوندمطمئن هستند که قضات بصورت خودکامه آنها را مجازات نمیکنند.
3- حفظ منافع اجتماعی:تعیین قانونی میزان و مصادیق جرائم و مجازاتها از وقوع بی¬نظمی و هرج ومرج در جامعه جلوگیری می¬کند(یک روش واحد)زیرا با این اصل در تمام کشور یک ضابطه حاکم خواهد بود.اینگونه نیست که در هر منطقه بر اساس سلیقه حاکمان،جرائم و میزان مجازات آن تعیین شودواختلاف رویه پیش آیدکه خود موجب هرج ومرج است.
4- جلوگیری از خودکامگی:چون بموجب این اصل تعداد جرائم و مجازات آنها توسط قانونگذاران یک کشور تعیین می¬شودو اجرای آن توسط قضات می¬باشد با اصل تفکیک قوی از خودکامگی و استبداد رای قضات جلوگیری می¬شود.

نتایج اصل قانونی بودن جرم و مجازات ها:
1.تفسیر قوانین کیفری بایدبه نفع متهم باشد.
2. تفسیر قوانین کیفری بایدمضیق(محدود)باشد
3.عطف به ماسبق نشدن قوانین کیفری
4.لزوم انتشار قوانین کیفری برای مردم

قلمروی زمانی قوانین کیفری: قاعدۀ عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری

اجرای قوانین کیفری مربوط به حال و آینده است و به گذشته سرایت نمیکند مگراینکه به حال متهم مساعد تر و خفیفتر باشدویا قوانین کیفری شکلی که هرچه جدیدتر باشد، کاملتروپیشرفته تر و مساعدتراست.
زیرا گذشتگان از این قوانین اطلاع نداشته اند تا بتوانند آنرا رعایت کنند.
این موضوع در غالب قاعدۀ عطف بماسبق نشدن قوانین کیفری بیان می¬شود.

دلائل:
دلائل شرعی :آیات قرآن دلالت میکندکه مردم را بخاطر اعمالی را که نمی¬دانسته اند گناه است ،مجازات نمیکنند.
ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا (اسری15) تا رسولی مبعوث نکرده¬ایم عذاب نمی¬کنیم.
عفی الله عن ما سلف (مائده95) بخشید خداوند از آن چیزی که گذشته است.
دلائل عرفی:مردم کسی را بخاطر عملی که ندانسته¬اند جرم است و بعداًجرم شده مجازات نمی¬کنند.در قوانین اکثر کشورها ای موضوع رعایت شده است.
قوانین کیفری از چه زمانی دارای اثر می¬باشد؟
از زمان لازم¬الاجرا شدن 15 روز بعد از انتشار در روزنامه رسمی کشور و قبل از آن هیچ اثری ندارد.


استثناعات عطف بما سبق :

1. قوانین ماهوی حقوق جزایی که به حال متهم مساعد تر یا خفیفتر باشد به گذشته بر می¬گردد.
مثلاً:در قانون جدید مجازات نقدی جایگزین حبس شده با توجه به قاعدۀ تفسیر قانون به نفع متهم قوانین گذشته اجرا می¬شود.

2.قوانین کیفری شکلی جدیدتر که در مورد آئین رسیدگی ، قوانین دادرسی کیفری، شکل رسیدگی و...بحث می¬کند به گذشته بر می¬گردد.چون نسبت به قوانین قبلی خود جدید تر و کاملتر وپیشرفته تر است و به حال متهم مساعدتر میباشد.

قلمرو مکانی قوانین کیفری: اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری

به موجب این اصل قوانین کیفری تنها در محدودۀ جغرافیایی یک کشور اجرا می¬شود وخارج از مرزهای زمینی،هوایی و دریایی کشور قابل اجرا نیست مگرجرائم ارتکابی در هواپیما و کشتی هاوجرائم بین¬المللی
دلایل (مبانی)این اصل :
1. احترام به حاکمیت دولتها:هر کشوری هیات حاکمه ای دارد که توسط ملت آن کشور انتخاب می¬شوندکه برای شهروندان خود قوانینی تصویب و اجرا می¬کنند.
2. رعایت نظم جهانی:نظم جهانی وامنیت آن اقتضا میکند هر کشور،قوانین مربوط به خود را اجراء کند و در خصوص کشورهای دیگر ، دخالتی نداشته باشد.والا تنش¬های بین¬المللی میان حاکمان کشورها موجب جنگ و خونریزی می¬شود.

استثناعات اصل سرزمینی بودن قوانین کیفری:
1. جرائم ارتکابی در هواپیما و کشتی ها صلاحیت رسیدگی با کشور صاحب آن هواپیما و کشتی و صاحب پرچم میباشد.
2. جرائم بین¬المللی مانند جنایات جنگی ،نسل کشی ، جرائم علیه بشریت ، تجاوز ارضی
3. صلاحیت تکمیلی کشوری اگر نتواند یا نخواهد صلاحیت با دادگاه بین المللی ICC است.

اصل صلاحیت شخصی: به موجب این اصل قوانین کیفری در خصوص اشخاص یک ملت قابلیت اجرا دارد هرچند آن اشخاص در خارج از سرزمین خود مرتکب جرم شده باشد.
دلائل:
- ملیّت "آنچه مایه پیوند اشخاص یک کشور است ملیت آنهاست نه سرزمین آنها . بنابراین اگر فردی ملیت ایرانی دارد در خارج از کشور مرتکب جرم شود باید به عنوان یک ایرانی با او برخورد شود وباید قوانین کیفری ایران در مورد او اجرا شود
- نقض قوانین کیفری توسط اشخاص یک کشور موجب خدشه دار شدن حیثیت کشور می¬شود هر چند آن جرم در خارج از کشور اتفاق افتاده باشد.
- همچنان که اشخاص تبعۀ یک ملت (ایرانیان)در خارج از کشور از منافع قوانین مدنی آن کشور برخوردارند باید پایبند به قوانین کشور متبوع خود هم باشند.

شرایط اجرای اصل صلاحیت شخصی:
1. ارتکاب جرم در خارج از کشور (اگر در ایران باشد اصل سرزمینی بودن جرائم کیفری جاری خاهد بود)
2. دسگیر و یافت شدن فرد در کشور
3.عدم محاکمه و مجازات او در خارج از کشور زیرا اصل منع محاکمه مجدد ایجاب می¬کند که فرد برای یک جرم تنها یکبار مجازات شود.
اصل صلاحیت واقعی:
به موجب این اصل هرگاه جرمی در خارج از کشور رخ داده باشد باید در خصوص قوانین کیفری حاکم بر جرم به منافع ملی و حاکمیت آن کشور توجه کرد .چنانچه حاکمیت یک کشورو منافع آن به خطر افتاده باشدقوانین آن کشور اجرا خواهد شد تا امنیت باز گردد.بنابراین ملاک در اینجا منافع ملی وحاکمیت یک کشور است که مورد صدمه قرار می¬گیرد.
جعل فرمان و دستخط یا مهر رهبری ، ریاست جمهوری ،ریاست قوا و ...چاپ اسکناس جعلی و ارز واسناد بانکی و...این موارد منافع ملی و حاکمیتی را خدشه دار میکند.

اقسام جرم:
جرم بر اساس ماهیت – نحوه ارتکاب - مرتکبین – آثارآن – مجازات مجرم تقسیم بندیهای مختلفی دارد.

تقسیم بندی جرم براساس ماهیت؛
1.
عرفی حکومت ها ایجاد می¬کنند مانند؛ اعدام، حبس ،جزای نقدی،مجازاتهای بازدارنده ازقبیل انفصال از خدمات دولتی و تبعید
شرعی ازطرف شرع مقدس واقع شده مانند؛ حدود،قصاص نفس و عضو،دیات ،تعزیرات
نوع جرم عادی
سیاسی
امنیتی
عمدی
غیر عمدی فاقد عنصور روانی
چه جرمی از لحاظ کوچک یا بزرگ خلاف جرم سبک – مجازات آن زیر 3ماه حبس مانند نداشتن گواهینامه درجرایم رانندگی
جنحه جرم متوسط – مانند خیانت در امانت - ضرب و شتم
جنایت جرم سنگین – مانندقتل - سرقت سنگین

تقسیم بندی جرم براساس نحوۀ ارتکاب ؛
1 آنی عناصر مادی و معنوی آن در یک زمان محقق می¬شود مثال:قتل ،سرقت،توهین
2 مستمر عناصر مادی و معنوی آن در طول زمان نسبتا طولانی محقق میشود ترک نفقه،حمل اسلحه غیر مجاز ،پوشیدن لباس نظامی
3 به عادت عناصر مادی و معنوی آن در طول زمان و باید بطوری باشد که مرتکب در اثر ارتکاب به جرم اعتیاد پیدا کند مثل؛اعتیاد به مواد مخدر،خرید و فروش مال مسروقه

تقسیم بندی جرم براساس مرتکبین ؛
1 جرایم عادی 4 جرایم روحانیون 6 جرایم مطبوعات
2 جرایم نظامی 5 جرایم سیاسی 7 جرایم اطفال

تقسیم بندی جرم براساس آثار و نتایج ؛
1 مطلق تحقق جرم منوط به تحقق نتیجه و اثر آن نیست. مثل:توهین اگر چه طرف ناراحت نشود.
2 مقید تحقق جرم منوط به تحقق نتیجه و اثر آن می باشد. مثل:قتل

تقسیم بندی جرم براساس مجازات مجرم ؛
1 حدود:جرمی که مجازات آن حد است 3 تعزیر:جرمی که مجازات آن تعزیر است 5 جرم بازدارنده : جرمی که مجازات آن حبس ،شلاق،جزای نقدی یا سایر اقدامات تأمینی تربیتی که از سوی حکومت تعیین می-گردد
2 قصاص:جرمی که مجازات آن قصاص است 4 دیات:جرمی که مجازات آن دیه است

شبه جرم:
فعل یا ترک فعلی که قانون آن را منع کرده و مرتکب آنرا مسؤول جبران خسارت دانسته است. مثال :تخلفات صنفی وانتظامی

تفاوت جرم و شبه جرم:
1. جرم مجازات دارد ولی شبه جرم مجازات ندارد.
2. در جرم وجود عنصورمعنوی در کنار عناصر مادی و قانونی ضروری است ولی در شبه جرم ضرورت ندارد

بررسی ارکان وعناصرجرم:
ارکان و اجزاءجرم که موجب تحقق عمل مجرمانه می¬شودبه گونه¬ای که فقدان هر یک از آنها موجب عدم تحقق جرم میگردد.که عبارتند از :رکن قانونی،رکن مادی،رکن معنوی یا عنصور روانی
رکن قانونی:عبارت است از ماده یا مواد قانونی که بموجب آن عمل ممنوع شده و برای آن مجازات تعیین گردیده است.بنابرایناگر یک مادۀ قانونی صرفاًجرم را تعریف کرده باشد و مجازات تعیین نکرده باشد جرم نیست.
مادۀ(523ق م ا )جعل را تعریف کرده است پس جرم نیست

رکن مادی:برای جرم بودن یک عمل باید:
1. عنصور قانونیوجود داشته باشد
2. موانع قانونی که جرم را از بین می¬بردوجود نداشته باشد.این موانع از موجبات زوال عنصور قانئنی گویند

تعریف علل موجه جرم :
علت¬ها و سبب¬هایی هستند که وجود آنها باعث می¬شود وصف مجرمانۀ عمل از بین برود و آن عمل،دیگر جرم محسوب نشود.در واقع این علت¬ها عنصور قانونی جرم را بر می¬داردکه در این حالت آن عمل مجازاتی نخواهد داشت.

مصادیق و موارد علل موجۀ جرم:
این مصادیق در مادۀ56و59 (ق م ا) و مواد 61 و62 (ق م ا) مهمترین عت موجۀ جرم را بیان کرده است.
1. دفاع مشروع (61و62ق م ا)
2. امر آمر قانونی
3. اجرای قانون اهم
4. اقدامات والدین در تربیت فرزندان
5. اعمال جراحی و عملیات پزشکان
6. حوادث ناشی از حوادث ورزشی

_دفاع مشروع:**********************************
دفاع در برابر حمله

1.شرایط مربوط به حمله:**************************
موضوع حمله باید تجاوز به نفس یا عِرض یا ناموس ،مال ،آزادی تنِ خود یا دیگری باشد
خطر ناشی از حمله باید مُسَلَم و قریب الوقوع باشد یعنی خطری که مربوط به آینده باشد یا احتمالش ضعیف باشد دفاع از آن مشروع نخواهد بود.

شرایط موبوط به دفاع :
1. دفاع ضرورت داشته باشد
2. دفاع متناسب با حمله باشد
3. راهی برای دفع خطر جز دفاع نباشد
4. در حد نیاز و رفع خطر باشد

دفاع از دیگری زمانی مشروع است که:
1. دیگری درخواست کمک کند
2. ناتوان از دفاع باشد
3. نیاز به کمک ، ضروری وتوسل به قوای دولتی برای دفع تجاوز وجود نداشته باشد.

_امر آمر قانونی:
امر آمر قانونی از مصادیق دیگرعلل موجۀ جرم است .یعنی عمل انجام شده بدستور مقام مافوق باشد که در صورت وجود شرایط زیر از علل موجۀجرم محسوب میگردد.
1. مقام مافوق صلاحیت قانونی صدور دستور را داشته باشد
2. مقام مافوق از نظر سلسله مراتب اداری ،دستور دهندۀ مستقیم باشد.
3. دستور صادره خلاف قانون و شرع نباشد
نکته:هرگاه دستور صادر شده خلاف قانون یا شرع باشد انجام آن توجیه جرم نیست .باید به مافوق تذکرداده شود.

_برای اجرای قانون اهم:
انجام عمل برای اجرای قانون اهم و مهمتر باشدمانند اجرای حکم اعدام و یا شلاق و حبس که حکم اعدام مهمتر است.

_اقدامات والدین در تربیت فرزندان:
اقدامات والدین در تربیت فرزندان و افراد تحت سرپرستی به شرط آنکه :
اولاً: تربیت آن افراد قانوناً برعهدۀ آنها باشد
ثانیاً: اقدامات آنها در حد متعارف باشد.
تذکر:اقدامات مذکور فقط وصف مجرمانه را از بین می¬برد اما مسئولیت مدنی مربوط به پرداخت دیه و خسارت بر عهدۀ خود باقیست.

_عملیات پزشکی:
اعمال جراحی و عملیات پزشکی از علل موجۀ جرم محسوب می¬شود مشروط بر اینکه:
1. پزشک تخصص داشته باشد
2. رعایت مقررات و موازین پزشکی
3. اقدامات پزشک با رضایت بیمار یا اولیاء او باشد مگر در مواردی ضروری که جلب رضایت ضروری نیست
نکته:پزشک در صورت وجود شرایط فوق مسئولیت کیفری ندارد اما باید خسارت و دیه بیمار را بپردازد مگر قبل از معالجه برائت از بیمار گرفته باشد.قبل از جراحی خود را برئ ذمه کند.

_اعمال ناشی از حوادث ورزشی:
شرایط آن عبارت است از
1. عملیات ورزشی جزء ورزشهای مشروع باشد
2. عملیات ورزشی در حد رعایت ضوابط مربوط به آن ورزش باشد یعنی نقض مقررات ورزشی نشده باشد.

*************************8
عناصر مادی جرم
مجرمی که خود را درهیأت و شکل مأمورین دولتی یا انتظامی درآورده است
سلبی:نداشتن گواهینامه رانندگی
*****88
ویا ممکن است مربوط به بزه دیده یا منجی علیه باشد.
****88
زنا با محارم
در تجاوز به عنف شرط بزه دیده این است که رضایت نداشته باشدوگرنه تجاوز به عنف نیست.
کهولت سن در ایجاد ضرب و جرح


شرایط ممکن است ایجابی باشد (شرطی وجود داشته باشد) وضعیت یا سلبی باشد(شرطی وجود نداشته باشد)فقدان رضایت


سوم:نتیجۀ جرم:
عبارت است از اثر و پیامد جرم مانند صدمه یا نقص عضو ویا جان باختن در قتل

- نتیجۀ جرم ممکن است محسوس باشد مثل ضرب و جرح که می¬¬¬بینیم
ویا ممکن است نامحسوس باشد مثل :توهین، افتراء،نشر اکاذیب،که اثر مخربی روی فرد ایجاد می¬کند.
- همچنین نتیجۀ جرم ممکن است تنها متوجه به شخص بزه دیده می¬باشد مانند جرایم خصوصی که در آن فقط بزه دیده زیان و آسیب می¬بیند
ویا نسبت به جامعه باشد نه به شخص مثل: جعل سکه و اسکناس اگر چه کسی از آن استفاده نکرده باشدولی اثر آن بر جامعه است.
تمام جرایم عمومی ،اخلال در نظم و جامعه است.
- وگاهی ممکن است نتیجۀ جرم هم متوجه شخص باشد هم جامعه

نکاتی قابل توجه در خصوص عنصور مادی:
1. زمانی جرم محقق می¬شود که تمامی بخشهای سه گانه عنصور مادی{رفتار،شرایط،نتیجه} وجود داشته باشد.
بنابراین هرگاه در جرمی یکی از این شرایط نباشد آن جرم محقق نشده است مگر در جرایم مطلق که نیازی به نتیجۀ مجرمانه ندارد و به محض تحقق دو جزءمذکور جرم اتفاق می¬افتد. مانند : افتراء ، قذف طرف ولو ناراحت نشود جرم انجام یافته است.
ونیز در شروع به جرم نیاز به جزء سوم (نتیجه مجرمانه) و یا حتی تکمیل رفتار مجرمانه نیست.

2. گاهی جرم شروع می¬شود اما به دلائل مختلف تمام نمی¬شود (کامل نمی¬شود) ویا ناکام می¬ماند که در اینحالت جرم ناقص خواهد بود.

3. جرم ناقص 3 دسته است :1. شروع به جرم:انجام بخشی از عملیات اجرای جرم و عدم تکمیل آن بدلیل موانع غیر ارادی
2.جرم عقیم:مرتکب عملیات اجرای جرم را انجام داده ولی بدلیل اشکالاتی به¬هدف نمی¬رسدونتیجۀ¬مجرمانه¬محقق نمی¬شودمانند:سرقت از جیب-خالی
در جرم جیب بری احتمال تحقق جرم بوده ولی با شرایطی این احتمال از بین رفته است.
3.جرم محال: فعل مرتکب یا عملیات اجراییاو به گونه ای است که عقلاً محال است به نتیجه برسد .مانند شلیک گلوله بر میت در جرم قتل،
تحصیل حاصل(کارانجام شده ای را انجام دادن)

عنصور معنوی جرم:
عنصور معنوی جرم عبارت است از اراده ونیت و قصد مرتکب به انجام عمل مجرمانه.این عنصور چون مربوط به عالم ذهن است و در خارج مشاهده نمی¬شود آنرا عنصور معنوی گویند و گاهی آنرا به عنصور روانی نیز تعبیر می¬کنند در مقابل عنصور مادی که مربوط به جهان خارج است.
عنصور روانی مربوط به فعالیت ذهنی مرتکب جرم است.

مراحل ارتکاب به جرم:
مرحله اول :وسوسه: تصور جرم _ بررسی نفع و ضرر _ بررسی آثار (عنصور معنوی)
مرحله دوم:تصمیم به ارتکاب:تهیه اطلاعات لازم _ برنامه ریزی _ اراده به انجام (انگیزه)
مرحله سوم:ارتکاب: تهیه وسایل وامکانات ¬_ شروع عملیات اجرایی _ تکمیل عملیات اجرایی
******************



1 . قصد عام:قصد فعل قصد ارتکاب به یک عمل مجرمانه مثال:قصد شلیک به کسی
اجزاء عنصور روانی(معنوی) {
2 .قصد خاص: قصد نتیجه قصد تحقق نتیجۀعمل مجرمانه. مثال: قصد کشتن کسی

نکته: اگر عمل کشنده ای انجام دهد قصد کشتن هم نداشته باشد جای قصد نتیجه راهم میگیرد.
قصد عام را سوءنیت عام و قصد خاص را سوءنیت خاص نیز می¬گویند.


آیا در تمامی جرائم هردو عنصور روانی لازم است؟ خیر برخی از جرایم وجود قصد عام برای تحقق جرم کافیست که به آن جرایم عمدی گویند.مثلاًدر جرم توهین اگر شخصی به دیگری توهین کندهرچند قصد تحقیر نداشته باشد مثلاًبگه پدر سگ و بعد بگه یعنی پدر وفادار این توجیه قبول نیست

ادامه دارد______________________________________________
اگر اشتباهات تایپی دارد عذرخواهی میکنم چون وقتم کم بود.


بخش اصلی سایت


HOME

E-Mail
Profile
.BAHAR 20.


آرشیو مطالب

آبان 1390

شهریور 1390



Categories

جزوه های دروس رشته ارشاد و معاضدت قضایی

قالب های فوق جدید


بازديد سايت


تعداد بازديدها: